1- دانشکده شهرسازی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران ، hparsi@ut.ac.ir 2- دانشجوی دکتری شهرسازی، دانشکده شهرسازی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
چکیده: (1111 مشاهده)
زمینه: گذر از وضعیت پارادوکسیکال حاکم بر نظریههای شهرسازی معاصر و دستیابی به چارچوبی همگنتر در مواجهه با مفهوم اخلاق در شهرسازی، موضوعی آکادمیک و جهانی است. سوال این پژوهش، به طور خاص آن است که در چه سطوحی از نظر اخلاقی در شهرسازی، بین دو نظریه پراگماتیسم که بر مصلحت استوار است و رادیکالیسم که به نفی مصالحه رای میدهد، امکان همگرایی و یا واگرایی وجود داشته و این وضعیت چگونه میتواند در حل مسائل اخلاقی در شهرسازی، راهنمای شهرسازان باشد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد مرور سیستماتیک براساس «موارد ترجیحی در گزارشدهی مرورهای سیستماتیک و فراتحلیل در زمینه اخلاق» انجام شدهاست که در آن، روش تحلیل محتوای اسنادی مبتنی بر منطق دیالکتیک (قیاسی-استقرایی) برای پژوهشهای مروری اخلاق استفاده میشود. منابع اصلی این روش، 41 مقاله در دو حوزه اخلاق پراگماتیسم و رادیکالیسم در شهرسازی است. یافتهها: نتایج این پژوهش نشان میدهد که رابطه بین رادیکالیسم و پراگماتیسم، پیچیدهتر از واگرایی کامل است و سطوح ممکنی از همگرایی اخلاقی در فضاهای میانی این دو رویکرد وجود دارد. میزان این سطوح، بسته به این دارد که چه مضمونی از تحلیل اخلاقی و چه نظریه رادیکالی مورد مقایسه قرار گیرد. نتیجهگیری: زمینههای همگرایی اخلاقی پراگماتیسم و رادیکالیسم در شهرسازی را میتوان شامل خودسازماندهی، موازنه قدرت و بههمپیوستگی دانست که در آن، رادیکالیسم زمینههای گسست از وضع موجود را طرح میکند و پراگماتیسم، فاصله میانی وضع موجود و اهداف رادیکال را تبدیل به طیفی از اصلاحات تدریجی مینماید.